قال علي عليه‌السلام : إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند: همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

 بسم الله الرحمن الرحيم

ما مرد تکليفيم؛ نه مسئول نتيجه

در جمع گروهي از اساتيد و اعضاي هيات علمي مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ـ 1392/03/26

 

اين چند روز واقعا يک حماسه سياسي در کشور اتفاق افتاد که از جهاتي مي‌شود گفت پديده‌اي کم‌نظير بود و ما در سطح جهاني چنين اجتماع پرشور و با حرارت و با احساس مسئوليتي سراغ نداريم. چنين حرکتي در سطح جهاني براي موقعيت نظام اسلامي ايران بسيار مهم بود و از بيانات مقام معظم رهبري در اول سال و بعد هم تأکيدات ايشان بر اين‌که هر کسي، با هر گرايشي در انتخابات شرکت کند، مي‌توان فهميد كه خود شركت كردن در انتخابات موضوعيت دارد. عملاً هم ملاحظه مي‌فرماييد که بعد از انتخابات رسانه‌هاي خارجي، حتي شخصيت‌هاي برجسته و مسئولان کشورهاي غربي لحن کلام و کيفيت برخوردشان عوض شده است و اين مسأله نظر مقام معظم رهبري را تأييد مي‌کند که خود حضور مردم در صحنه و پاي صندوق‌ها موضوعيت دارد. اما در حاشيه اين مسأله، سؤالات و مطالبي مطرح مي‌شود که چون ممكن است بعضي‌ از آنها موجب شبهه و ابهام شود، بايد اين مسائل را، مخصوصاً مباني فکري و اعتقادي‌اش را که بيشتر بر عهده ماست، درست تبيين و حل کنيم و متناسب با شرايط فهم ديگران بيان کنيم.

مسأله اول اين است که در چنين موقعيت‌هايي که بايد مردم مشارکت کنند، حضرت امام رضوان‌الله‌عليه هم مکرر مي‌فرمودند، مقام معظم رهبري و بعضي از مراجع ديگر هم تصريح کردند که حضور در انتخابات و ريختن رأي در صندوق بر هر پير و جوان، و هر مرد و زني واجب شرعي است، اين سؤال مطرح مي‌شود که آيا غير از اصل حضور و شرکت در انتخابات، ما بايد چه چيزهاي ديگري را لحاظ کنيم؟ آيا فقط حضور پاي صندوق رأي، ولو اين‌كه رأي سفيد يا رأي باطل به صندوق انداخته شود،‌ كافي است و موجب اسقاط تكليف مي‌شود، يا تکليف ديگري هم در کار است؟ جاي شکي نيست که غير از اصل شرکت در انتخابات، ما بايد سعي کنيم اصلح را بشناسيم و به او رأي بدهيم؛ مخصوصاً اگر امر داير باشد بين کسي که به نظر ما اصلح است، و کسي که ضعف‌هايي دارد و ممکن است اين ضعف‌ها در سياست‌گذاري‌ها و مديريتش تأثير بگذارد و ضررهاي قابل توجهي به اساس نظام و فکر اسلامي و ارزش‌هاي اسلامي وارد شود. اگر چنين احتمال عقلايي وجود داشته باشد، بدون شک در اين‌جا لازم است در جهت شناسايي اصلح تحقيق و به او رأي داده شود.

در اين‌جا اين سؤال مطرح مي‌شود که ملاک اصلح بودن چيست؟ در اين زمينه طي سال‌هاي گذشته و در انتخاباتي كه پيش از اين داشتيم، حتي عموم مردم هم منتظر بودند که ببينند حضرت امام رضوان‌الله‌عليه يا مقام معظم رهبري بر چه ويژگي‌هايي تکيه مي‌کنند و چه شاخص‌هايي را معرفي مي‌کنند تا بر اساس آنها کساني که اين ويژگي‌ها را دارند، پيدا كنند و به آن‌ها رأي بدهند و براي عموم مردم هم هيچ معياري اطمينان‌بخش‌تر از کلام امام و مقام معظم رهبري نيست؛ اما رهبري هيچ‌گاه، به خصوص در انتخابات اخير تأکيد داشتند که نفياً و اثباتاً در خصوص هيچ يك از كانديداها اظهارنظر نمي‌کنند و هيچ‌كس، حتي خانواده و فرزندانشان هم خبر نداشتند که ايشان به چه کسي رأي مي‌دهند. در اين‌جا اين سؤال مطرح مي‌شود که مي‌دانيم مقام معظم رهبري مصلحت کشور را مي‌خواهند، اما مصلحت کشور به دست بعضي‌ از كانديداها بهتر از ديگران تأمين مي‌شود، پس چرا ايشان نظر خود را اظهار نمي‌کنند و چرا به‌گونه‌اي بيان نمي‌کنند که مردم بفهمند بايد به چه کسي رأي بدهند؟ قاعدتاً ممكن است كسي بگويد ـ‌همان طور که رهبري هم فرمودند‌ـ مردم بايد خودشان اصلح را شناسايي کنند و به ديگران هم بشناسانند؛ اما باز اين سؤال پيش مي‌آيد که چرا خود مقام معظم رهبري اصلح را به ديگران نمي‌شناسانند؟ جوابي كه به نظر مي‌رسد اين است ‌که درست است كه عنوان اولي اقتضا مي‌کند که ايشان هم مثل ديگران، به نحوي كانديداي اصلح را به مردم معرفي کنند تا مصالح تأمين شود و کسي سر کار بيايد که براي اسلام و نظام مفيدتر باشد؛ اما اگر اين‌گونه عمل کنند، هم در داخل و هم در خارج متهم مي‌شوند که انتخابات فرمايشي است و نظام از ابتدا نقشه کشيده که شخص معيني انتخاب شود و همه كارها زمينه‌سازي و صوري است! چنين رفتاري در شرايط موجود بين‌المللي براي کشور زيان‌آور است؛ چون دموکراتيک‌بودن انتخابات اصل بسيار مهمي است و هر چه اين امر را خدشه‌دار کند، به جايگاه