مقدمه

مقدمه

انسان مقصودى برتر و فراتر از «خودسازى» و «قرب الى الله» كه هدف نهايى خلقت او است، ندارد؛ اما بايد توجه داشت كه «خودسازى» و «خودشناسى» آن چنان به هم وابسته و در هم تنيده‌اند كه مى‌توان گفت دو روى يك سكه‌اند. «خودسازى» چيزى جز تلاش براى تعالى هر چه بيشتر در جهت «قرب الى الله» نيست، و «قرب الى الله» نيز همواره با «معرفت الله» قرين است. به راستى مگر مى‌توان بدون «شناخت مقصد» در جهت نزديكى و رسيدن به آن تلاش كرد؟ در نگاهى عميق و دقيق، همان‌گونه كه اشاره كرديم، «معرفت» و «قرب» دو روى يك سكه‌اند و بدين سان، معرفتِ بيشتر به معناى قرب بيشتر، و قرب بيشتر نشانه معرفت بيشتر است.

از سوى ديگر براساس حديث شريف: مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ1، «معرفت رب» و «معرفت نفس» به هم گره خورده‌اند و آن دو نيز دو روى يك سكه‌اند. بدين ترتيب، حقيقت خودسازى، خودشناسى است ؛ چرا كه «خودسازى» و «معرفت الله» قرين يكديگرند، و «معرفت الله» و «معرفت نفس» نيز عِدل يكديگر دانسته شده‌اند. بنابراين نقطه مركزى و محور خودسازى را بايد «خودشناسى» و معرفت گوهر وجودى انسان دانست.

براى نيل به معرفت گوهر وجود انسان بايد از زمزم جوشان كلام خداوند نوشيد و از ره آورد آموزه هاى وحيانى و دست آوردهاى قطعى عقلى و تجربى بشر، به شناخت هويت واقعى انسان و هدف آفرينش و چگونگى دست يابى به آن نايل گشت. در اين راستا، استاد وارسته و فيلسوف فرزانه و حكيم متأله، حضرت آية الله مصباح يزدى، دام ظله العالى، در مباحث «خودشناسى براى خودسازى» خويش، با اتكا بر آموزه هاى وحيانى و نقلى و


1. بحارالانوار، جلد 2، باب 9، روايت 22.

دست آوردهاى حكمى و فلسفى، تلاشِ گران قدرى براى شناسايى هويت و گوهر وجودى انسان و هدف متعالى او و نيز راه كار خودسازى مبذول داشته‌اند و حقاً در كنار ساير آثار و دست آوردهاى عميق و ماندگار علمى، اخلاقى و سياسى خويش، در اين موضوع نيز اثرى جاودانه و مشعشع و بى نظير و درخور توجه و تأمل ارائه كرده‌اند. حضرت استاد سعى وافرى داشته‌اند كه علاوه بر اتقان و استحكام مبانى و مطالب و گستردگى و عمق آن‌ها و بهره گيرى از آموزه هاى وحيانى، دينى و اخلاقى و مبانى قطعى و مسلّم فلسفى و عرفانى، شيوه‌اى كاربردى، روان، سليس و فراگير و عمومى براى مباحث خويش برگزينند، تا براى همگان قابل استفاده باشد و دل هاى جوينده و تشنه معرفت از آبشخور اين زمزم مصفا و فيض گستر سيراب گردند.

لازم به ذكر است كه پيش از اين كتابى با نام «خودشناسى براى خودسازى» از حضرت استاد منتشر و چندين بار تجديد چاپ گرديد. علاوه بر آن كتاب، ايشان در عنوان مزبور درس هايى براى دو سطح متفاوت از دانش پژوهان عرضه داشته‌اند. مكتوب حاضر تلفيقى است از آن سه مجموعه كه پس از هماهنگ‌سازى موضوعات و مطالب، تحقيق و نگارش آن به ثمر نشست.

بر خود لازم مى‌دانم كه از استاد معظم و وارسته، حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا ميرسپاه، ادام الله عزه، كه حقير را رهين عنايت و توجه و راهنمايى هاى خويش ساختند كمال تشكر و قدردانى را بنمايم. هم چنين از مديريت محترم تدوين كتب، جناب حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا نادرى، دامت توفيقاته، صميمانه تشكر مى‌كنم. اميد آن‌كه نشر اين اثر مرضى خداوند و مقبول حضرت ولى عصر، ارواحنا له الفداء، و خوانندگان و اهل دقت و نظر قرار گيرد.

والسلام

كريم سبحانى