![]() |
|
![]() |
|
![]() |
|
![]() |
طرح گفت و گوى تمدنها اگر چه در يكى دو سال اخير مطرح شده و سال 2001 به اين امر اختصاص يافته است، اما اين تفكر و ايده از همان آغاز انقلاب اسلامى بلكه از همان صدر اسلام با عنوان گفت و گوى اديان جريان داشته است. بعد از پيروزى انقلاب، زمينه اجراى اين طرح بيشتر فراهم شد و با رهبرى ها و رهنمودهاى حضرت امام(قدس سره) صدور اسلام و تبليغ دين در سراسر جهان شتاب بيشترى گرفت كه نقطه اوج آن، پيام امام(قدس سره) براى رهبر شوروى سابق بود.
مبلّغان و دانشمندان دينى و فرزانگان فرهنگى جمهورى اسلامى، هر كدام نقش بسزايى در رساندن پيام اسلام و انقلاب و شناساندن تمدّن درخشان اسلامى به جهانيان داشته اند.
در اين ميان به جرأت مى توان گفت كه استاد فرزانه، فيلسوف برجسته، اسلام شناس آگاه به زمان و مطهرى دوران، حضرت آية الله مصباح يزدى، در شناساندن اسلام ناب محمدى(صلى الله عليه وآله) و رساندن پيام انقلاب اسلامى به زبان قابل فهم براى اقشار گوناگون مردم و پيروان اديان مختلف در سرتاسر جهان پيشتاز همگان بودند و توانسته اند با قلم و بيان خود و با حمايتها و رهنمودهاى مقام معظّم رهبرى به شايستگى اين رسالت بزرگ را به انجام رسانند و باب گفت و گوى تمدنها را با اولويت گفت و گوى اديان و معرفى موضوعات اين گفت و گوها، متناسب با هر منطقه از جهان، باز نمايند.
مجموعه حاضر در واقع گوشه اى از اين پهنه عظيم تلاش فرهنگى و تبليغى معظّم له در سفرهاى خارج از كشورشان مى باشد كه در قالب چند كتاب، تقديم علاقه مندان مى گردد.
اين كتاب در واقع جلد اول از اين مجموعه است كه اختصاص به مسافرت ايشان به كشورهاى آمريكاى لاتين دارد و در آينده، گزارش بقيه سفرها نيز منتشر خواهد شد. اميد است كه اين اثر بتواند راه گشاى همه كسانى باشد كه دل به شناساندن اسلام به همه جهانيان بسته اند و در پى گفت و گوى واقعى و حقيقى تمدنها و اديان هستند و در انتظار مصلح جهانى، مهدى موعود مى باشند.
از آن جا كه تنظيم اين كتاب در سال امام على(عليه السلام) و پايان هزاره دوم ميلادى و آغاز هزاره سوم صورت مى گيرد و به همين مناسبت اولين گردهمايى رهبران مذهبى و دينى سراسر جهان در مقرّ سازمان ملل برگزار گرديد، بسيار شايسته است پيام ارزشمند مقام معظّم رهبرى، حضرت آية الله خامنه اى به اجلاس هزاره اديان را كه بهترين دستور براى گفت و گوى اديان و تمدنهاست براى خوانندگان عزيز بياوريم تا با بهره گيرى از اين سخنان نورانى و پر بركت، راه گفت و گوى اديان و تمدنها را ادامه دهيم.
مرتضى موسى پور
«اگر تاريكى شب مى دانست گرچه جهان گستر است اما هيچ گاه ماندنى نيست و در قلب حكومتش نيز نور ستاره هايى فروزان و سپس ماه، تاريكى اش را زايل كرده و پيروزى صبح و طلوع خورشيد مغلوبش مى كند، هرگز ريزستارگان را به خود راه نمى داد.
اگر رنگهاى متلوّن و منافق مى دانستند كه سرانجام رنگ سرخ، رنگ از همه شان گرفته و خود جانشين آنها خواهد شد و نيز مى دانستند كه روزى خواهد آمد كه رنگارنگى نمى ماند; چرا كه او نيز سرانجام سرخى اش را به سپيده پيروزى واگذار مى كند، هرگز سرخى را در جمع خود راه نمى دادند.
اگر مكّه مى دانست اين فرزند يتيم كيست و عاقبت، آنها را به كجا مى كشاند، هرگز مهد او نمى شد.
اگر صبر مى دانست چه شيرين فام است، تلخى زودگذر ذائقه را تحمل مى كرد و هرگز بى صبرى و بى تابى را به خود راه نمى داد.
اگر مستكبران جهان، ثمره انقلاب اسلامى را مى دانستند، هرگز اين انقلاب را به خود راه نمى دادند و...»
اين جملات، تعابيرى بود از يكى از برادران مسؤول در راديو قبله آرژانتين كه حرف دل محرومان و مستضعفان و مسلمانان در آن خطّه بود. روزى كه با آية الله مصباح براى مصاحبه دو ساعته با راديو قبله مى رفتيم، مسؤول راديو قبله اعلان نمود: خورشيد دين، امروز با شماست از ايشان بهره ببريد و سؤالات خود را مطرح كنيد.
سفر آية الله مصباح به منطقه آمريكاى لاتين، حقيقتاً سفرى بسيار پربركت بود كه اميدوارى زيادى براى مسلمانان، روشنفكران، دانشگاهيان و حتى مسيحيان ايجاد نمود.
اين سفر با اهداف بلندى صورت گرفت كه مى توان بعضى از آنها را بدين سان برشمرد:
1 ـ آشنا نمودن جامعه آمريكاى لاتين با تفكّر اسلامى اعم از الهيّات، فلسفه و اخلاق.
2 ـ تبيين و معرفى بيشتر انقلاب اسلامى ايران، اهداف و مواضع اصيل و اميدبخش آن.
3 ـ تلاش و سعى در جهت اتحاد هر چه بيشتر پيروان اديان توحيدى تحت لواى توحيد و تسهيل طرق گفت و گو بين پيروان اديان ابراهيمى.
4 ـ ترغيب و تشويق مسلمانان به پيروى از دين مبين اسلام و بازگشت به سوى هويت اصيل خويش و هماهنگى و اتحاد بين مذاهب اسلامى و گروه هاى مسلمان.
5 ـ تبيين معارف اهل البيت(عليهم السلام).
6 ـ پاسخ به شبهات عديده اى كه در اذهان مردم آمريكاى لاتين بر اثر تبليغات خصمانه استكبار جهانى در رابطه با اسلام و جمهورى اسلامى ايجاد شده است.
7 ـ پى ريزى و برنامه ريزى براى يك جريان علمى و فلسفى قوى براى مقابله با الحاد و فساد اخلاقى.
البته رسيدن به همه اين اهداف نيازمند سفرهاى متعددى از اين قبيل مى باشد.
در كنار دستيابى به اين اهداف عالى، بركات بى شمار ديگرى نيز در اين سفرها مترتب است كه بعد از مطالعه كامل اين كتاب به بعضى از آنها پى خواهيد برد.
اما آنچه ما را وادار به تنظيم و تدوين اين كتاب نمود، اهميت بازتاب اين سفر و ضرورت انعكاس آن در كشور خودمان و دربين اقشار مختلف مردم بويژه مراكز علمى و دانشگاهى و مسؤولان سياسى و فرهنگى است، و اعتقاد داريم كه انتشار چنين واقعيتهايى ـ چه به صورت كتاب و چه به صورت فيلم و... ـ مى تواند ثمرات مهم زيادى دربرداشته باشد كه برخى از آنها بدين قرار است:
1 ـ تبليغ مؤثر و ايجاد علاقه به دين و اخلاق و مسائل معنوى در جامعه و اثبات برترى اسلام بر ساير اديان كه «الاسلام يعلو و لا يعلى عليه».
2 ـ به كارگيرى يكى از مهمترين راه هاى مقابله با تهاجم ايدئولوژيكى و فرهنگى غرب، با توجه به اين كه در اين سفر بخوبى ضعفها، نواقص و كمبود غربيان و حتى ارباب كليسا در زمينه دين و اخلاق نمايان گشته و قوّت و نمود و بروز انديشه اسلامى به منصه ظهور رسيده است.
3 ـ ايجاد انگيزه در طلاب حوزه و دانش پژوهان، جهت تلاش بيشتر در تفقّه در دين و ايجاد آمادگى جهت نشر تعاليم اسلام در سطح گسترده بين المللى.
4 ـ بيدارگرى نسل جوان و دانشگاهى نسبت به خودباختگى و خودكم بينى و مرعوبيت در برابر زندگى غربى.
5 ـ احياى روح اميد در حوزه; چرا كه متأسفانه در سالهاى اخير احساس عقب ماندگى از زمان و ركود در ميان نسل جوان حوزه محسوس و مشهود است.
6 ـ اطلاع رسانى به علما و بزرگان حوزه كه در زمينه تبليغ اسلام، جهانى بينديشند و برنامه هايى را جهت نشر دين در فراسوى مرزها طرح و اجرا كنند.
با مرور خاطراتي از زبان استاد مصباح راجع به اين سفر اين قسمت را به پايان مى بريم.
هم چنين حضرت حجّة الاسلام و المسلمين ربّانى در پايان ارائه گزارش اين سفر، فرمودند:
«اين فقط، خلاصه اى بود از ملاقاتها و ديدارهايى كه انجام شد،كه بعضى از آنها شايد از قلم افتاده باشد. مهم اين است كه من فكر مى كنم اكنون كه درِ دانشگاه هاى جهان به روى حوزه علميّه باز شده است، راديو و تلويزيون هاى جهان به روى حوزه علميه گشوده شده است، كشيشها و مراكز الهيات آمادگى دارند كه با ما كار كنند، وظيفه ما خيلى سنگين تر شده است. اميدواريم كه خداوند به همه ما اين توفيق را عنايت كند كه وظيفه خودمان را بشناسيم و به تكليف خودمان عمل كنيم. از خداوند متعال خواستاريم كه جمهورى اسلامى را حفظ كند و مقام معظم رهبرى را براى همه ما محفوظ بدارد و در سايه رهبرى ايشان اتحاد اديان و اتحاد مسلمانها در دنيا ايجاد شود. ان شاءَ الله.»
آشنايى با اين منطقه از جهان را، خصوصاً از نظر فرهنگى و اجتماعى، از كلام و خاطرات حجّة الاسلام والمسلمين حاج آقاى ربانى كه ساليان درازى در آن منطقه حضور داشته و خدمات دينى و فرهنگى بسيارى ارائه داده اند، پى مى جوييم:
در چهارده سال پيش وقتى كه اينجانب عازم منطقه آمريكاى جنوبى بودم، هيچ وقت در ذهنم خطور نمى كرد كه چنين مدت طولانى اى را در يك كشور كفر باقى بمانم، كشورى كه به تعبير خود مردم آرژانتين ايندل موندو; يعنى پايان دنيا مى باشد. حدود 36 ساعت براى رفتن به آن منطقه وقت لازم است. از اروپا تقريبا 14 ساعت، پرواز مستقيم به آرژانتين طول مى كشد. براى ما كه در ايران و آسيا واقع شده ايم شايد اين تصور باشد كه منطقه آمريكاى جنوبى يك منطقه بسيار عقب افتاده و محل توليد حشيش، هروئين و مواد مخدر است و جايى است كه پيشرفته ترين چيزش فوتبال است. ولى منطقه آمريكاى جنوبى منطقه بسيار عظيمى است با ملتى باصفا و باخلوص، ولى عقب مانده از نظر فرهنگى كه وابسته به آمريكا و تحت تبليغات آمريكاى شمالى قرار دارند.
در اين مدتى كه ما در آن جا بوديم با توفيقاتى كه امام زمان عجّل الله تعالى فرجه به اينجانب و دوستانى كه با من بودند، عطا فرمود كارهاى مختصرى تا به حال انجام گرفته است. از آن جمله اين كه تعدادى از طلاب اسپانيولى زبان، از اروپا گرفته تا كشورهاى آمريكاى جنوبى، به ايران آمده اند و پس از گذراندن دوره هايى در حوزه، معمم شده و برگشته اند كه الان مشغول كار و فعاليت هستند. مراكز فرهنگى در اكثر كشورهاى منطقه مثل كلمبيا، شيلى و آرژانتين و كشورهاى ديگر تشكيل شده است و حدود 70 جزوه و كتاب در رابطه با مكتب اهل البيت به زبان اسپانيولى چاپ گرديده و مراكزى براى جمهورى اسلامى، كه پايگاه اسلام است، خريدارى شده است; از آن جمله مسجدالتوحيد، مدرسه فاطمة الزهراء سلام الله عليها در آرژانتين، ايستگاه راديويى ايمان كه در همين سفر، حاج آقا افتتاح فرمودند، برنامه راديويى قبله، چهار مجله به زبان اسپانيولى كه البته بعضى از آنها فصل نامه و بعضى سال نامه است و دو مجله از اين مجله ها موفقتر بوده اند و مرتب چاپ شده اند: يكى مجله كوثر كه به زبان اسپانيولى و براى خانمهاست و ديگرى مجله الثقلين است كه يكى از برادران آرژانتينى ما سردبير آن مجله مى باشند. مجله ديگرى است به نام المنسخدالاسلام; پيام اسلام كه مجله اى علمى و فرهنگى است و مجله ديگرى به نام الكمينودلافيلى سيداد.
انگيزه سفر به آمريكاى لاتين را آقاى ربانى اين چنين بيان مى كند:
ما به اين نتيجه رسيديم كه خوب است كه در اين مقطع زمانى يكى از بزرگان و متفكرانمان را كه با دردهاى جامعه اسلامى و مسلمين آشنا و خواهان گسترش و رشد اسلام در همه جوامع دنيا مى باشد، دعوت نماييم. بر اين اساس خدمت حضرت آيت الله مصباح عرض كردم و ايشان جواب مثبت دادند و با وجود كارهاى پرحجمى كه ايشان داشتند، موفق شديم كه سفرى را در حضور و همراه ايشان باشيم.
براى اين كه اين سفر موفقيت آميز باشد، جزوه اى را با بيوگرافى حضرت آيت الله مصباح و مقدمه اى در رابطه با فلسفه در اسلام به تعداد دو تا سه هزار نسخه چاپ كرديم و در اختيار تمام مراكز فرهنگى و مراكز اسپانيولى، دانشگاه ها، سفارتخانه ها و مراكزى كه مى دانستيم بايد اطلاع داشته باشند و همين طور راديو ـ تلويزيون قرار داديم، بعد در روزنامه هاى محلى و روزنامه مؤذن كه زير نظر مسجدالتوحيد در آرژانتين است، سفر ايشان را چاپ كرديم.
محورهاى كلى بحثها و سخنرانى ها
1 ـ دعوت به مبارزه با الحاد و بى دينى كه امروزه در جهان رايج است و جوامع جهانى را مورد تهديد جدّى قرار داده است.
2 ـ دعوت به مبارزه با فساد اخلاقى كه مؤثرترين حربه شيطان بزرگ براى به انحطاط كشيدن جوامع بشرى است.
3 ـ دعوت به همكارى عميق تر بين اسلام و مسيحيت; دو دين بزرگ الهى.
4 ـ دعوت به تلاش براى تقويت بنيان خانواده در راستاى اصلاح جوامع بشرى.
5 ـ عرضه فلسفه و عرفان اسلامى.
6 ـ عرضه افكار و عقايد منطقى و مستدلّ براى جوامع بشرى با هدف برگردانيدن آنها به طريق مستقيم الهى.
7 ـ ارائه اسلام و انقلاب اسلامى به عنوان تنها راه حل براى معضلات امروز بشر.
8 ـ دعوت به مبارزه پيگير و اساسى با تهاجم فرهنگى غرب كه عليه ملتهاى محروم جهان صورت مى پذيرد.
1 ـ آيا اسلام نقشى براى زن در جامعه قائل است؟
2 ـ چرا زنان كمتر از مردان ارث مى برند؟
3 ـ آيا حجاب و پوشش زن مانع آزادى او نيست؟
4 ـ آيا زنان در جمهورى اسلامى از حقوق خود بهره مى برند؟
5 ـ نقش زن در انقلاب اسلامى چيست؟
6 ـ با وجود حكم اعدام سلمان رشدى از سوى امام خمينى(رحمه الله) كه مخالف آزادى است، شما چگونه مى توانيد از آزادى عقيده و بيان در اسلام صحبت كنيد در صورتى كه عليه روشنفكران و متجددان، حكم اعدام صادر مى كنيد؟
7 ـ آيا اقليتهاى مذهبى در ايران آزادى عمل دارند؟
8 ـ چرا در عربستان اجازه ساختن كليسا داده نمى شود؟
9 ـ نظرتان در رابطه با بنيادگرايى اسلامى چيست؟
10 ـ قتل و كشتارى كه از طرف بنيادگرايان انجام مى گيرد و بعضى از روحانيون مسيحى توسط آنها كشته شده اند، چگونه توجيه مى شود؟
11 ـ حكومت ايران كه تحت ولايت فقيه اداره مى گردد آيا يك حكومت دموكراسى است؟ اين نوع حكومت كه در آن ولى فقيه حاكم مطلق است، چگونه مى تواند با دموكراسى سازش داشته باشد؟
12 ـ آيا ولايت فقيه به معنى حكومت و استبداد نيست، همان طورى كه در قرون گذشته در مسيحيت اين چنين بوده است؟
13 ـ عرفان اسلامى چيست و چگونه مى توان از اين طريق راه تكامل را پيمود؟
14 ـ سيستم اقتصاد اسلامى چگونه است؟
15 ـ سيستم بانك بدون ربا را چگونه مى توان به مرحله اجرا رسانيد؟
16 ـ آيا حزب الله و آنچه انجام مى دهد مورد حمايت شماست؟
17 ـ آيا در ايران احزاب گوناگون وجود دارد؟
18 ـ آيا حدودى مانند قطع دست و حكم اعدام كه در اسلام آمده است قوانينى بسيار مشكل و خشن نيست؟
19 ـ پيامبران الهى مثل حضرت عيسى(عليه السلام) آيا مورد قبول شما هستند؟
20 ـ مسأله تعدّد زوجات را چگونه در دنياى مدرن مى توانيم قبول كنيم؟
1 ـ مكزيك
عاليجناب اسقف اعظم كليساى باسيليكاگوادالوپه در پاسخ سخنان استاد مصباح بيان داشت: «ما راهى جز پيروى از شما نداريم، در غرب خبرى نيست و غرب هيچ گاه به خدا ايمان نياورده است، دين اسلام دينى فطرى و متناسب با زمان و مكان است.»
2 ـ كوبا
استاد دانشگاه تاريخ دانشگاه هاوانا در كوبا بيان داشت: «من در زندگى خودم هميشه دوست داشته ام در رابطه با سه شخصيت، تحقيق كنم : 1ـ حضرت محمّد و دين اسلام 2 ـ عمرخيّام 3 ـ شخصيت عظيم و بزرگ حضرت امام خمينى(رحمه الله) كه براى من در حكم يك ملّت است.»
اين استاد و پرفسور معروف تاريخ دانشگاه هاوانا كه خود از اعضاى هيئت رئيسه است بعد از بازديد ما از دانشگاه، به هنگام خداحافظى، ناقوس را به صدا درآورد و گفت: «ما اميدواريم كه صداى اسلام را در اين جا نيز بشنويم و بعد خطاب به استاد مصباح گفت: «شما پاره اى از قلب من هستيد.» او دو بار با كمال تواضع دربرابر استاد زانو زد و در پايان تقاضاى قرآن نمود.
3 ـ كلمبيا
در اجتماع بيش از پنجاه روحانى و كشيش مذهبى، كه در وهله اول فكر مى كرديم استقبال چندانى نخواهند كرد، بعد از صحبتها و سخنان عميق و مستدلّ استاد، حاضران تحت تأثير قرار گرفتند و زمانى كه استاد به حضار و تمامى پيروان اديان توحيدى پيشنهاد نمودند كه بياييم در برابر جريان الحاد و فساد اخلاقى، يك جريان قوى فلسفى علمى و فرهنگى را راه اندازى كنيم و جبهه دين را در برابر كفر تقويت كنيم، همگان اين پيشنهاد را پذيرفته، سخنان استاد را تأييد نمودند.
مسؤول برنامه راديو تودلر كلمبيا گفت:
جوابهاى دانشمندان اسلامى هميشه براى شنوندگان منطقى و راهگشا بوده است.
4 ـ برزيل
دكتر پابلو، معاون رئيس دانشگاه:
به عقيده من هميشه مكتب تشيّع در اسلام از پويايى و خلوص و صفاى خاصى برخوردار بوده است.
عاليجناب كاردينال، نماينده پابلو، با شور و عشق از ايران سخن مى گفت و عشق و علاقه اش را به امام ابراز نمود و مشرق را مركز اشراق و نور معرفى كرد و از استاد در منزل خودش دعوت به عمل آورد و تا آخر جلسه با احترام دست در دست استاد داشت.
5 ـ شيلى
معاون رئيس دانشگاه و عضو هيئت رئيسه گفت: «ما مى خواهيم علوم انسانى را در دانشگاه خودمان داير نماييم و در اين راه به علوم مشرق زمين خصوصاً به جمهورى اسلامى شديداً نيازمنديم.»
6 ـ آرژانتين
عاليجناب اسقف اعظم ارامنه مى گفت: «جمهورى اسلامى پناهگاه مستضعفين و محرومين است.
محسن على فجر، مسئول راديو قبله، در شروع برنامه راديويى گفت: «امروز روزى است كه خورشيد دين بر ما درخشيدن گرفته است اگر هر روز يك خورشيد طلوع مى كرد، امروز خورشيدى ديگر در مركز علويها در شب خواهد درخشيد.
قابل ذكر است كه جلسه علويها، مجلس بسيار عظيمى بود. در آن جلسه كه با حضور همه مسلمانان اعم از سنى و شيعه صورت پذيرفت، حضور نماينده شهردار پايتخت قابل توجه بود، رئيس مجلس ملى پوزش طلبيد از اين كه نتوانسته است در جلسه شركت نمايد و نماينده اسقفها كه خيلى خوشحال بود، تا آخرين لحظه حضور استاد باقى ماند.
در مجموع دانشگاه هاى اسپانيا، مكزيك، كلمبيا، برزيل و بوئنس آيرس پيشنهادهاى مشابهى داشتند كه اهمّ آنها عبارتند از:
1 ـ برنامه ريزى براى ايجاد كرسى هاى اسلام شناسى.
2 ـ تبادل استاد و دانشجو بين دانشگاه هاى اين كشورها و جمهورى اسلامى ايران.
3 ـ ايجاد كرسى زبان فارسى.
4 ـ تبادل هيئت هاى تحقيقاتى و مطالعاتى.
5 ـ تبادل اطلاعات علمى.
6 ـ برگزارى كنفرانسها و سمينارهايى در رابطه با موضوعات گوناگون اسلامى خصوصاً موضوعاتى كه در اذهان، ايجاد شبهه نموده است.
انقلاب اسلامى، روزنه اميد مستضعفان، آتشفشان قهر ملتها عليه ظلم و ستم، الهام بخش قلوب حق پرستان جهان، پايگاه و پناهگاه محرومان و پابرهنگان و احياگر دين و اخلاق در صحنه جهان امروز است، آن هم جهانى كه مشحون از مفاهيم و اعمال ضدّ دينى و در آن ارزشها وارونه گرديده است، آنچه رنگ دين و اخلاق دارد عقب ماندگى و ركود تلقى مى گردد و آنچه فساد و ابتذال است، فرهنگ و تمدن و پيشرفت شمرده مى شود.
امروز، مردم جهان نه تنها از نابودى ارزشها به ستوه آمده اند بلكه روشنفكران متعهد وكليساهاى كاتوليك كه يك روز تمام آمريكاى جنوبى را در قبضه سلطه فرهنگى ـ دينى خويش درآورده بودند، مستأصل به دنبال مكتبى مى گردند كه به يارى شان بشتابد وطرحهاى جديدى را براى نجات ايمان مردم به آنها ارائه دهد.
باوجود اين كه آنان ترس خود را از قدرت روزافزون اسلام پنهان نمى كنند، ليكن در بحران هويتى كه امروز به آن مبتلا شده اند چاره اى جز نزديكى به تفكر انقلابى اسلام و شناخت راه امام ندارند.
در چنين موقعيتى يكى از نخبگان جهان اسلام و فرهيختگان معرفت دينى، استاد گرانقدر و حكيم فرزانه، حضرت آيت الله مصباح يزدى به آمريكاى لاتين سفر نمودند و در اين مسافرت يك ماهه، با چشم خويش، آغوش باز دنياى آمريكاى جنوبى را نسبت به اسلام و انقلاب اسلامى مشاهده فرمودند.
كليساها، راديو ـ تلويزيون، مطبوعات و به خصوص مراكز علمى ـ فرهنگى و دانشگاه ها كه تا مدتى پيش از اين، نامى از اسلام نمى دانستند و يا اگر اطلاعى هم داشتند، تحت تأثير شديد تبليغات استكبار جهانى بودند، هم اكنون درها را به روى تفكر اسلامى باز نموده اند و ضرورت نزديكى به اين كانون عرفان، معنويت، عشق به خدا و خلق خدا را احساس مى نمايند.
در سرزمين اسپانيا نشانه هاى بازگشت به هويت از دست رفته، يعنى اسلام و دين الهى به وضوح مشاهده مى گرديد. وقتى كه با استاد وارد كوردوبا شديم در ديدارى از بنياد فرهنگى روژه گارودى (دبير كل سابق حزب كمونيست)، متوجه شديم كه اين بنياد هر روز هزاران نفر را با اسلام آشنا مى سازد و با برنامه ريزى دقيق و منظمى كه نموده است، انسانهاى زيادى را با تمدن اسلامى آشنا و گوشه هايى از حقايق ناب اسلام را به ايشان ارائه كرده است. بنياد، با كوششى وصف ناپذير در راه تبليغ اسلام عزيز، گام برمى دارد، به طورى كه خانم روژه گارودى كه همكارى نزديكى با همسرش در اداره اين مؤسسه دارد، در اين رابطه بيان مى داشت: «ما مردم را دو مرتبه به اسلام دعوت نموده، از هيچ تلاشى در اين راه فروگذار نمى كنيم.»
البته او در سخنان خود صادق بود زيرا ما شاهد بوديم كه به لفظ اكتفا نكرده اند، بلكه آنها عملاً با ايجاد بنياد فرهنگى و حتى تزئين خانه شخصى خود به آيات قرآنى و پيروى از روش زندگى اندلسى در اين مسير گامهاى مهمى برداشته اند.
استاد كمونيست ديروز، امروز پرچم لااله الا الله را در غرب به اهتزاز در آورده و عليه شيطان بزرگ و اسرائيل غاصب تلاش مى كند.
در شهرهاى ديگر اسپانيا، مثل سويا و گرانادا، نزديكى روزافزون مردم به سوى اسلام به وضوح احساس مى شود و يقيناً ما به زودى شاهد پيروزى نهايى اسلام خواهيم بود به شرطى كه ما نيز همان «لا غالب الا الله» را همچون مسلمانان صدر اسلام، شعار خود قرار دهيم و پيروزى را نه به خود، بلكه در همه زمينه ها به خدا منسوب بدانيم.
در پايتخت اسپانيا، مادريد، اساتيد دانشگاه فلسفه و الهيات آمادگى خود را براى همكارى و تبادل استاد و دانشجو اعلام نمودند.
در اين سفر آنچه از اهميت والاترى برخوردار بود، ورود استاد به منطقه آمريكاى جنوبى بود; قاره اى كه چند قرن پيش استعمارگران اسپانيا با همراهى مبشّران مسيحى به غارت منابع و اموال و قتل نفوس پرداختند و هزاران انسان بومى سرخپوست را قتل عام كردند، در حالى كه هدفى جز پيدا كردن طلا و غنايم نداشتند. اما سفر استاد از روى احساس وظيفه و براى آشنايى مردم آن سرزمين با مكتب پيامبران الهى و ائمه و اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) صورت مى پذيرفت. در لحظه ورود به مكزيك، كانال بين المللى مكزيك، مهمترين كانال آمريكاى جنوبى، با استقبال فراوان صحبتهاى استاد را براى هزاران انسان علاقه مند به جمهورى اسلامى و مردم آمريكاى جنوبى پخش نمودند.
در ديدار استاد با نمايندگان اديان الهى در آن كشور، نه تنها نماينده پاپ حضور داشت، بلكه نماينده يهوديان و فرقه هاى مختلف مسيحيت نيز شركت داشتند. البته بودند افرادى كه سؤالاتى مغرضانه در رابطه با بنيادگرايى نمودند ولى با سخنان گهربار استاد از سرچشمه معرفت الهى جرعه اى نوشيدند و بالاجبار سر تعظيم و تكريم فرود آوردند.
در فرصتى ديگر در مركز مقدس گوادالوپه مكزيك در حالى كه تعداد زيادى از اسقفهاى مسيحى، خانمهاى راهبه شركت كرده بودند، پس از سخنان جذاب و جالب استاد يكى از اسقفها بلند شد و اين جملات را در تأييد بيانات استاد كه در رابطه با لزوم همكارى بين پيروان اديان الهى براى مقابله با الحاد و بى دينى بود بيان داشت: «در غرب خبرى نيست، غرب هيچ گاه به خدا ايمان نياورده است، ما شجاعت شما را تحسين مى كنيم و علايم سازش بين دين اسلام بازمان و مكان را مى بينيم. ما بايد شما را الگو قرار دهيم و تبعيت و پيروى نماييم. ما آمادگى خود را براى همكارى اعلام مى نماييم.»
آنچه در اين دو اجتماع خيلى محسوس و مشهود بود، اين بود كه گويا رقباى ديروز دارند به ياوران و مؤيدان امروز دين اسلام تبديل مى شوند و اين، يادآور آيه شريف قرآنى است كه مضمون آن اين است كه: اى پيامبر! پيروان عيسى دوستان خوبى براى تو و مؤمنان مى باشند.
در اين جلسه يكى از كشيشهاى اسپانيايى تبار گفت: «ما به آنچه به مردم مى گوييم، عمل نمى كنيم و آنچه بر زبان مى آوريم، بدون استدلال و به دور از منطق است. چگونه مى توانيم توقع پيروى مردم را داشته باشيم؟»
با اينكه دولت از دين مى ترسد، ولى دانشگاه، مردم و اساتيد نه تنها ترسى ندارند بلكه استاد تاريخ دانشگاه با خضوع تمام، شنيدن نداى اسلام را از ناقوس طلب مى كند و در دست داشتن يك قرآن به زبان اسپانيايى را يك آرزو مى داند و در عين حال وجود امام خمينى(رحمه الله)براى او يك معمّاست و مى خواهد درباره شخصيت والاى او و انقلاب او تحقيق نمايد.
در كلمبيا برنامه ها بسيار فشرده است و با كمبود شديد وقت مواجه مى شويم، حدود 60 دانشگاه منتظر بودند استاد براى آنها صحبت كند، از مسئول مركز فرهنگى اسلامى خواستيم كه چند سخنرانى در بهترين دانشگاه ها را قبول كند واز بقيه معذرت خواهى نمايد و قول سفرهاى بعدى را بدهد. با وجود اين، راديو ـ تلويزيون و بقيه مراكز ابراز آمادگى كرده، مصاحبه هاى متعددى با استاد نمودند. نمايندگان مجلس خوشحال بودند وعاليجناب كاردينال، نماينده پايتخت كلمبيا براى همكارى اعلان آمادگى مى نمود.
همچنين استاد در اجتماعى ديگر براى جمع روحانيون صحبت كردند. آيا اين تحسين آميز و نويد بخش نيست كه بيش از 50 اسقف و كشيش در مقابل استاد مصباح بنشينند و سخنان او را بشنوند و بعد تصديق نمايند؟
در كشور برزيل در فرودگاه مورداستقبال معاون مهمترين دانشگاه كاتوليك برزيل قرار گرفتيم. او، با تمام مشاغلى كه داشت، با ماشين شخصى خود، صبح زود به فرودگاه آمده بود و از همه مهمتر اين كه شب، با خرج خودش، در منزلش از رئيس دانشگاه و اساتيدالهيات و فلسفه دعوت به عمل آورده بود و تمام برنامه هاى سخنرانى مراكز فرهنگى و ديدار از دانشگاه كاتوليك را خودش برنامه ريزى نمود، آيا اين چيزى جز آمادگى دانشگاه ها و روشنفكران براى آشنايى با اسلام و جمهورى اسلامى را نشان مى دهد؟
در شهر سان پابلو، نه تنها مستضعفان و محرومان كه در گوشه و كنار شهر به سر مى برند و با تلاش آقاى رسلو، يكى از دوستداران جمهورى اسلامى ايران، مطلع شده بودند از ما استقبال خوبى نمودند، بلكه عاليجناب كاردينال، نماينده پاپ، با شور و عشق از ايران سخن مى گفت و عشق و علاقه اش را به امام ابراز نمود و شرق را مركز اشراق و نور مى دانست و از ذوق و خوشحالى در منزل خود از استاد دعوت به عمل آورد و تا آخر جلسه با احترام دست در دست استاد داشت.
در شيلى، دانشگاه ها از استاد مى خواستند كه تبادل برنامه هاى فرهنگى و علمى سرعت گيرد تا تشنگان علوم انسانى بتوانند از اسلام و عرفان اسلامى بهر ه ببرند.
در بوئنس آيرس جامعه اعراب با استقبالى بى سابقه سفر استاد مصباح را غنيمت دانستند. در مركز علويها استقبالى بى نظير صورت گرفت. در اين مكان، نه تنها مسلمانان بلكه نمايندگان مذاهب ديگر و افراد سياسى كشور نيز حضور داشتند. مدير مسجدالتوحيد و مسلمانان آن ديار، از آن شب به عنوان شبى فراموش نشدنى ياد مى نمودند.
بعد از پايان سفر و بازگشت، نتايجى براى مسافران حاصل شد كه عبارت است از:
1 ـ تكليف الهى اين است كه پاسخ عطش مستضعفان قاره آمريكاى لاتين را بدهيم و يقيناً اين سفر تكليف ما را مضاعف نمود.
2 ـ صرف نظر از بركات عديده، مهمترين ثمره اين سفر، زدودن شبهات از اذهان بسيارى از مردم، اساتيد و اسقفها بوده است.
3 ـ اين، چيزى نيست جز معجزه الهى و عنايات خداوندى و بركات خون شهداى عزيز جمهورى اسلامى كه اين همه استقبال در اين كشورها انجام شود و اين همه آمادگى براى اقدامات علمى ـ فرهنگى با جمهورى اسلامى وجود داشته باشد و زمينه صدور انقلاب اين چنين آماده باشد. اگر نظير اين برنامه ريزى در ديگر كشورهاى منطقه انجام مى شد همين شوق و شعف و استقبال را به دنبال مى داشت.
4 ـ بار ديگر اين سفر به ما نشان داد كه نبايد از سرو صداهاى بوقهاى تبليغاتى غرب وحشت كنيم; زيرا برخلاف تمام دشمنى هاى آمريكا و اذنابش، زمينه خوبى براى كارهاى فرهنگى اسلامى در اين كشورها وجود دارد و فرصتها را بايد غنيمت شماريم.
5 ـ اين كه دهها كشيش و مسيحى و راهبه پاى صحبت يك روحانى و دانشمند مسلمان بنشينند و بعد از سؤالات خود، حمايت خود را اعلان نمايند، پيروزى بزرگى براى اسلام و جمهورى اسلامى ايران محسوب مى شود و به ما نشان مى دهد كه پيشگويى هاى امام راحل(رحمه الله) كه مى فرمودند: «اسلام مى تواند سنگرهاى كليدى جهان را يكى بعداز ديگرى فتح كند»، بتدريج به تحقق مى پيوندد و ديرى نمى پايد كه پيروان اين اديان بزرگ الهى دست اتحاد به هم داده و به يارى منجى عالم بشريت مهدى موعود برخواهند خاست و صحنه جهان را از لوث وجود ملحدان و مستكبران پاك خواهند نمود و پرچم مبارك اسلام را برفراز جهان به اهتزاز درخواهند آورد.
به اميد روزى كه شاهد باشيم كه پرچم انقلاب اسلامى ايران با رهبرى ولى امر مسلمين، رهبر معظم انقلاب، به دستان تواناى يوسف زهرا سپرده گردد و همه ما شاهد جشن بزرگ ايمان باشيم. ان شاء الله.