بسم الله الرحمن الرحيم
آزمايش در نظام الهي
قم ـ حسينيه شهدا – شب هشتم محرم 1427
مجموعه سؤالاتى وجود دارد كه فقط اختصاص به نوجوانها و جوانها ندارد؛ بلكه بزرگترها نيز گاهى با آن دست و پنجه نرم مىكنند. يكى از آن مجموعه سؤالات كه در ذهن بسيارى از مردم وجود دارد و حل آن در شناختن اكثر مسايل اعتقادى مؤثر است اين است كه: خداوند متعال با آن رحمت، لطف و كرم بىكران خود، اين عالم را آفريده و به مخلوقات نيز نعمتهاى فراوانى عطا فرموده است، اما در اين ميان، بلاهايى مانند سيل و زلزله پيش مىآيد كه در آنها انسانهاى بىگناهى از بين مىروند و به سختىهايى مبتلا مىشوند؛ اين بلاها چگونه با آن رحمت، مهربانى و با حكمت و به بيان ديگر با عدل خداوند سازگار است؟ اين يكى از سؤالاتى است كه عموميت دارد؛ سؤال ديگر اين است كه: خداى متعال انبياء را براى هدايت مردم مبعوث فرمود و هدف او اين بود كه مردم به بركت ارشادات انبياء، راه صحيح را پيدا كنند، رفتار انسانى معقولى داشته باشند، جامعه سالمى را بسازند و در رفاه و خوشى و سعادت زندگى كنند، انبياء هم با تمام توانشان در اين راه كوشش كردند، ولى چرا همه انبياء با مشكلات فراوانى مواجه مىشدند و در بسيارى از موارد نيز مورد اهانت، ضرب و شتم، زندان و حتى كشته شدن قرار مىگرفتند. قرآن به كشتن انبياء اشاره كرده و مىفرمايد: «وَ قَتْلهُمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ»1. چرا خداوند انبياء را براى هدايت، بر مردم مسلط نكرد تا شكنجه و آزارى نبينند و چرا مردم با همه انبياء مخالفت كردند؟ چرا خداوند اجازه مىدهد به اوصياء و اولياء خدا توهين شود. حتى حضرت سيدالشهداءعليهالسلام به مصيبتهايى گرفتار شدند كه نمونهاش را در تاريخ بشريت نمىتوان پيدا كرد. اين سؤالها را بايد با حل يك مسأله اعتقادى پاسخ گفت، مسألهاى كه قرآن بر آن خيلى تكيه كرده و آن را به صورتهاى مختلف بيان فرموده است، و آن مسأله امتحان، آزمايش، فتنه و ابتلاء است. اين مفهوم در قرآن با الفاظ متعددى بيان شده كه در ابتدا، براى فهم آنها اشارهاى كوتاه مىكنم. آن چه ما در فارسى به نام «آزمايش» مىناميم قرآن در مورد آن به چند واژه اشاره كرده است كه «ابتلاء»، «بلا»، «فتنه» و «تمحيص» از جمله آنهاست. يكى از آياتى كه در مورد آزمايش با تعبير «فتنه» وارد شده، اين است كه: «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ»2، آيا مردم چنين پنداشتهاند، همين كه بگويند ما ايمان آورديم، رها مىشوند و مورد فتنه و آزمايش قرار نمىگيرند. اين سؤال را استفهام انكارى مىگويند؛ يعنى از نحوه سؤال پيداست كه جوابش منفى است. در آيات ديگرى نيز مىفرمايد: «أَنما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ»3، اموال و فرزندان شما، فتنه هستند؛ يعنى وسيله آزمايشاند و هم چنين مىفرمايد: «وَ نَبْلُوَكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً»، ما شما را با خوشىها و ناخوشىها مىآزماييم. محققين اهل لغت نيز اصل «فتنه» را به معناى داغ كردن و در نهايت به هر نوع زحمتدادن و گرفتار كردن دانستهاند. به هر حال لازمه آزمايش، گرفتار شدن و درگير شدن با كارهاى سخت و دشوار است، تا آنجا كه قرآن در آياتى هدف از آفرينش را آزمايش و امتحان معرفى كرده است و مىفرمايد: «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»4، خدا مرگ و زندگى را براى اينكه شما را بيازمايد آفريد، تا مشخص شود كدام نيكوكارتريد. آيات ديگرى نيز در سوره كهف است كه مىفرمايد: «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»5؛ يعنى آنچه در روى زمين هست، از جاذبههايى كه وجود دارد و زينتهايى كه خدا روى زمين قرار داده، براى اين است كه مردم را به آنها بيازمايد.
مفهوم آزمايش در قرآن به صورتهاى مختلف ذكر شده و از سنتهاى مؤكد، عام و استثناناپذير خداوند است. در اينجا بايد يادآور شد كه آزمايشهاى خداوند خيلى پيچيدهتر از آزمايشهاى ما انسانهاست، آزمايشهاى انسانى در يك مورد خاص و براى يك هدف مشخص صورت مىگيرد، ولى آزمايشهاى الهى چندين هدف را دنبال مىكند. گاهى دو گروه را به وسيله يكديگر آزمايش مىكند و گاهى چندين نفر را به وسيله يكديگر آزمايش مىكند؛ «لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ»6. علت انتخاب اين موضوع اهميت ويژه آن است كه اولاً، بسيارى از مسايل فكرى و اعتقادى به حل آن بستگى دارد. دوم اينكه بسيارى از قضايايى كه در تاريخ واقع شده، بهخصوص از صدر اسلام تاكنون، با تحليلى خداشناسانه و با بينش توحيدى پاسخ داده شود و سوم اين كه بتوانيم وظيفه خود را در مقابل اين سنت عظيم و پيچيده الهى بشناسيم. پيچيدگى آزمايشهاى الهى از آزمايشهاى انسانى خيلى بيشتر است، ما بايد خود را آماده كنيم و براى سربلندى در آزمايش الهى از آزمايشهاى گذشته خداوند عبرت بگيريم كه قدم بزرگ موفقيت در همين عبرتپذيرى است.
با نگاهى به مسأله آزمايش، ابهامى كه در ابتدا ظاهر مىشود اين است كه، كسى آزمايش مىكند كه نسبت به چيزى جاهل باشد.
ولى خدا براى چه آزمايش مىكند، مگر خدا جاهل است؟ قرآن در اين باره مىفرمايد «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ»7، البته خدا مىداند از ميان كسانى كه ادعاى ايمان دارند چه كسى راست و چه كسانى دروغ گفتند.
براى حل اين ابهام بايد گفت: ما در قرآن كريم مىبينيم كه خداى متعال اوصاف يا افعالى را به خودش نسبت داده كه كم و بيش در مورد انسانها هم به كار مى رود، مثلاً مىگويد خدا عليم است. ما مىدانيم علمداشتن يعنى چه؟ براى اينكه ما هم مىتوانيم كم و بيش علم داشته باشيم. راجع به افعال الهى نيز به واژههايى برمىخوريم كه در خود ما هم هست، ولى درباره خدا اندكى تفاوت دارد. مثلاً رحم و غضب دو حالتى است كه انسانها در مواجهه با پديدههاى روزمره دارند؛ ولى وقتى مىگويند خدا رحمت دارد يا خدا غضب كرد معنايش اين نيست كه - العياذ بالله - خدا دلش مىسوزد و حالت انفعال پيدا كرده و يا اوقاتش تلخ مىشود. چون خدا تغيير حالت پيدا نمىكند. چنين افعالى با آن خصوصيات، لازمه ماديت و مخلوقيت است و در مورد خدا بايد حيثيتها مادى و نشانههاى ضعف و محدوديت را از آنها حذف كرد.
اين كه خداوند انسان را آزمايش مىكند براى اين نيست كه مجهولى برايش كشف شود، بلكه هدف خداوند از اين كه افراد را در معرض آزمايش قرار مىدهد اين است كه آن چه در باطن هر فرد موجود است، آشكار شود؛ زيرا خداوند اين عالم را براى اين آفريده است تا هر كسى هر استعدادى و نيتى كه دارد، روزى آشكار شود و آن را ابراز كند. استعدادش شكوفا شود و در راهى كه مىخواهد، پيشرفت كند و اگر كسى قصد دارد عقبگرد كند، وسايل آن نيز فراهم شود. اين فضاى آزمايش الهى است. از اينرو منظور از اين كه خدا آزمايش مىكند يعنى شرايطى را فراهم مىكند كه نيتها، استعدادها و قابليتهاى انسان بروز و ظهور پيدا كند.
در بين همه مخلوقات، انسان كاملترين موجودى است كه بيشترين استعدادها را براى تغيير و تحول در جهت رسيدن به سعادت يا شقاوت دارد. از آن جا كه در بينش اسلامى اساس ارزش ارتباط با خداست، هر كس ارتباطش با خدا بيشتر باشد، سعادتمندتر خواهد بود. در مقابل نيز، اساس همه بدبختىها كفر است. اما يا همه كسانى كه مىگويند ما ايمان داريم راست مىگويند؟ ايمان اين است كه انسان از عمق دل باور داشته باشد كه پيغمبر، پيغمبر خداست؛ يعنى هر چه از طرف خدا آورده است، درست است. در مورد امامان معصومعليهاالسلام نيز همينگونه است، آيا همين كه مىگوييم من اهل بيتعليهمالسلام را دوست دارم كار تمام مىشود؟
بايد شرايطى فراهم شود كه درستى ادعاها روشن شود. آيات اول سوره عنكبوت راجع به همين موضوع است، «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ»8 يكى از اساسىترين مفاهيم در بينش الهى اين است كه انسان به عنوان يك موجود مختار، امتحان شود و براى او دائماً شرايطى فراهم شود تا ادعاهاى وى آزموده شود. اگر كسى مدعى است عدالت را دوست دارد، زمانى كه مىتواند ظلم كند، بايد بر خويشتن مسلط باشد و علايق را بر حقايق مقدم ندارد.
گاهى هم آزمايشها جنبه عمومى دارد و در جايى حادثهاى اتفاق مىافتد كه عدهاى با آن آزموده مىشوند، گاهى نيز حادثهاى اتفاق مىافتد و امتى يكجا آزمايش مىشوند. در اين موارد انسان بايد بيشتر مراقب باشد؛ چرا كه وقتى كار دستهجمعى شد، انسان تحت تأثير جمع قرار مىگيرد.
آيا همين كه عدهاى شعار دادند، انسان بايد از آن عده پيروى كند و با آنها همراهى شود؟ اين هم آزمايشى است كه در تاريخ نمونههاى زيادى از آن اتفاق افتاده است. يكى از اين آزمايشها، روز وفات پيغمبر اكرمصلى الله وعليه وآله بود. حضرت رسولصلى الله وعليه وآله هفتاد روز قبل از وفاتش، بر اساس دستور خداى متعال، براى آخرين بار و به صورت رسمى فرمودند: «من كنت مولاه فهذا على مولاه». اما زمانى كه پيغمبر از دنيا رفت، مسلمانها كه گروهى از آنها جهادگر بودند، انفاق كننده بودند، پولهايى براى اسلام خرج كرده بودند، جنگها رفته بودند، بسيارى از آنها معلول جنگى و جانباز بودند؛ همان روز وفات پيغمبر گفتند: بايد براى پيغمبر جانشين تعيين كنيم. مگر هفتاد روز قبل، پيامبرصلى الله وعليه وآله جانشين خود را تعيين نكردند؟ اين مسايلى است كه در تاريخ معاصر نيز اتفاق افتاده است. ما وقتى مسأله امتحان را درست بررسى كنيم، مىتوانيم از نتايج آن براى زندگى خود بهرهمند شويم. آن گاه مراقب خواهيم بود از فريبى كه ديگران خوردند، عبرت بگيريم و عهدشكنىهايى كه ديگران كردند كمتر انجام دهيم. اما اگر متوجه نباشيم كه پيشينيان چه كردند و كارشان به كجا انجاميد و بگوييم ان شاءالله همه درست گفتند، ما هم جزو كسانى خواهيم بود كه به جهنم مىرويم! اگر درست دقت كنيم و هر لحظه متوجه آزمايشهاى الهى در زندگىمان باشيم، سود كردهايم و فايده خواهيم برد، اين روزها هم در مسايل سياسى و بين المللى آزمايشهايى در مقابل ماست و اميداوريم كه خداى متعال به بركت سيدالشهداء توفيق دهد كه از عهده اين آزمايشها به خوبى برآييم.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
1 نساء، 155
2 عنكبوت،2
3 انفال، 28
4 ملك، 2
5 كهف، 7
6 محمد، 4
7 عنكبوت، 3
8 عنكبوت، 1